روز کسوف، 19 فروردین

تمام شب کشتی پرتاب می شد و در دریای متلاطم نوسان می کرد، غژغژ می کرد و می لرزید، به امواج می کوبید و  و در تاریکی شب دستخوش باران و موج و باد بود. وقتی صبح شد نگاه های نگران زیادی به آسمان ابری اقیانوس بود. فرد برونجیس بیرون بر روی عرشه و در زیر یک پوشش پلاستیکی با استفاده از تلفن ماهواره ای در تلاش بود تا آخرین وضعیت هوا را از اینترنت بدست آورد. سیستمی که به نظر می رسید که از ما عبور می کند همانجا مانده بود و بعد از در نظر گرفتن بهترین وضعیت هوا، مسیر کشتی به بیشتر به سمت جنوب و غرب و به دور از ابرها و کمی آبی رنگ و مستقیما به سوی یک توفان تغییر داده شد. امید این بود که در آن سوی توفان بتوان آسمانی صاف پیدا کرد که در جهت همان نقطه پیش بینی شده تقاطع کشتی، آسمان صاف و کسوف قرار داشت.  جین وینتر گفت: ما الان حقیقتا کسوف را تعقیب می کنیم. افراد امیدوار تلسکوپ ها، دوربین ها و تجهیزات سنجش را مستقر کردند و منتظر شدند تا ببینند آسمان صاف می شود یا خیر.

هنگام تماس اول ساعت 14:41 به وقت کشتی، ابر ها بهنوبت از مقابل قرص خورشید کنار می رفتند. اما ما با این حال می توانستیم قطعه تاریک روی لبه خورشید در گوشه پایینی سمت راست آن مشاهده کنیم. شیشه های فیلتر خورشیدی، شیشه جوشکاری 14، فیلتر لنزها همه اماده بودند و عرشه های کشتی پر از افرادی بود که سر به سوی آسمان داشتند. به همه خدمه عینک های خورشیدی داده شده بود و به همه آنها برای شریک شدن در مشاهده کسوف بیکاری داده شده بود. ابرها نازک تر از قبل بودند، اما در افق همچنان ضخیم بودند و هنوز ما یک روزنه باز نداشتیم. باد از کجا می آمد؟ ابرهای چندلایه به کدام مسیر می رفتند؟ آیا آن ها سریعتر از ما حرکت می کردند؟

10 دقیقه قبل از زمان کسوف هوا به نظر خوب رسید. سایه ها موجدار بودند و با کوچکتر شدن هلال خورشید و نزدیک شدن آن به حالت چشمه نقطه ای نور تیز تر می شدند. روزنه ها و تصویر دوچشمی ها هلال خورشید را نشان می دادند. بازتاب اقیانوس یک طرح رنگین کمانی را در انداخت. موج ها به آبی ارغوانی پررنگ مبدل گشتند.  و نور عرشه به رنگ خاکستری کاملا متفاوت از روزهای ابری عادی به طور آشکار تغییر یافت. سپس، برروی دیوار سفید جلوی کشتی و زیر بریج ما متوجه تلالو سریع عمودی همانند هجوم باران در میان سطح شدیم—باند های سایه ای! این تلالو برروی ویک وینتر و دختر یک و نیم ساله اش که بر روی کوله پشتی اش سایه افتاده بود و برای اولین بار کسوف را می دید نیز افتاده بود. طول جغرافیایی 109°30’W  و عرض جغرافیایی 1°19.32’S  . هنگامی که گرفت کلی در حال نزدیک شدن بود آسمان غربی کاملا تاریک شد. هیجان از آن جا شروع شد که همه مطمئن شدیم که می توانیم گرفت کلی را ببینیم. و سپس در ساعت 16:17، دانه های بیلی، حلقه الماس تابان دیده شد و فیلترها و شیشه های محافظ برداشته شدند، تماس دوم شکل گرفت و فتوسفر ناپدید شد—کسوف کلی. محیط آن همراه با یک خط باریک از کروموسفر و نواری مات از دانه های دنباله دار در حلقه کاملی از نور شدید درخشید. تاج به صورت پراشه های زیبای سفید به بیرون به سمت آسمان تاریک تا 2.5 درجه بالای آن جاری بود—زهره می درخشید تا رقیبی برای تاج باشد. زیر کسوف،  آسمان به رنگ آبی ارغوانی پررنگ بود، ابرها طلایی بودند و افق دو طرف مسیر مرکزی کسوف در حال درخشیدن بود. مردم با هیجان فریاد می زدند و به طور ثابت با عینک به آسمان نگاه می کردند و دگمه دوربین هایشان را دیوانه وار پشت سرهم تکان می دادند و فرامش کردند کارهایی را که برنامه ریزی کرده بودند انجام دهند و تنها آن لحظه را تجربه کردند. ناگهان به زودی زود، حلقه الماس دوم پدیدار شد. گرفت کلی به پایان رسید. سرور زیادی برپا بود. یکدیگر را به آغوش گرفتند و جشن گرفتند در حالیکه سرشار از افسون و جذبه پدیده ای بودند که ان را مشاهده کردند. کاپیتان برای اینکه اولین بار کسوف را دیده است و درست به نقطه ای که باید آن هدایت کند رفته است به هیجان در آمد. هنگامی که گرفت کلی به پایان رسید، باندهای سایه ای دوباره کمی در جلوی کشتی آشکار شدند و با ادامه مسیر ماه به سمت قسمت بالای راست خورشید، نور دوباره آن را بازگرداند. و سرانجام در ساعت 17:45 دقیقه تماس چهارم اتفاق افتاد. سپس افراد به چک کردن عکس های دیجیتالی که در هنگام کسوف گرفته بودند پرداختند و تصمیم گرفتند کسوف 2006 را کجا ببینند.

                                       

ما جشنی را با کیک، تی شرت ها و آواز هایی که به افتخار کسوف سروده شده بود برگزار کردیم: "جزیره گالاپاگوس"، "سایه ماه"، "تاج،تاج" البته با عذرخواهی از نسخه های اصلی. تشکرات فراوانی از کسانی که سفر  و امکان موفقیت را ترتیب داده بودند شد—سازمان دهندگان تور، کاپیتان و خدمه، افرادی به پیدا کردن بهترین موقعیت کمک کردند، و کمک کنندگان مالی. همان طور که دیوید لوی در سخنرانی خود در مورد کسوف های گذشته و فعلی گفت: تجربه کسوف به چهار همراستایی نیازمند است: خورشید، ماه، زمین، و افرادی که این پدیده وحشت آور را شاهدند. ما همه خیلی خوشحالیم که این همراستایی امروز صورت گرفت.      

                                         

    (Powered by Dusharm.com )کليه حقوق برای تيم طراحی سايه محفوظ است ©