روز اول پنجشنبه 11 فروردین 1384

افراد از همه نقاط جهان برای تعقیب کسوف به اکوادور رسیدند. دانشمندان و علاقه مندان کسوف از ایران، ژاپن، بریتانیا، استرالیا، اسلواکی، لهستان، کانادا، آمریکا، هلند، زلاندنو و سوئیس در آنجا بودند. دو پرواز از کوئیتو و گایاکوئیل دو شهر مهم اکوادور960 کیلومتر را به مقصد بندر بالترا در یکی از جزایر گالاپاگوس پیمودند. بعد از سوار شدن به کشتی گالاپاگوس لجند، مسافران به قایق های موتوری برای بازدید از جزیره کوچک بارتولومئو انتقال یافتند. جزیره ای که در آن اخیرا فیلم شاه و فرمانده بازی و تصویربرداری شده است. جزایر واقع در مجمع الجزایر گالاپاگوس مکانی برای دزدان دریایی، شکارچیان وال ها و مهاجران جزیره نشین از تمام دنیا بوده است اما غالبا به خاطر الهام دادن به داروین برای ارائه نظریه تکامل خود معروف بوده است. او سازش قابل توجه حیوانات که با موقعیت های خاص اکولوژیکی در این جزایر دوردست بوجود آمده بود را مشاهده کرد که اکثر آنها با محافظت از سیستم گسترده پارک ملی باقی می ماند.

در بارتولومئو، جویندگان کسوف با یک جفت از پنگوئن های گالاپاگوس (که از روی زمین خیلی کند به نظر می رسیدند) در آب های ساحلی غواصی  کردند، اما پنگوئن ها در درون آب با حرکت های سریع خود به دور ما به بازی می پرداختند. پنگوئن ها در استوا؟ شگفت انگیز است اما وجود دارد. آنها در اینجا با غذاهای غنی که در جریانهای آب سرد که از قطب جنوب سرچشمه می گیرد زنده می مانند. انواع ماهی ها اطراف صخره های گدازه ای ساحلی مجتمع می شوند، و ما همچنین برای اولین بار سوسمارهای دریایی، شیر های دریایی و خرچنگ های رنگی که خطوط ساحلی زیستگاه آنها است مشاهده کردیم. خرچنگ های جوان تیره هستند و بر روی سنگ های گدازه ای غیرقابل تشخیص هستند، طوری که از دشمنانشان در امانند. اما با رشد  کردن تبدیل به موجودات نارنجی رنگ قرمز و شفاف می شوند که در میان سنگ ها به طور خیلی مشخصی حرکت می کنند. پلیکان های قهوه ای نیز بالای سر ما پرواز می کردند و همینطور مرغابی های دریایی سیاه با دم های چنگال مانند دراز. قازهای پاآبی پاهای آبی آسمانی متمایل به سبز عجیبی دارند. آن ها ابتدا در هوا مکث کرده و سپس به طور شگفت انگیزی کاملا عمودی به داخل آب شیرجه می روند و برای شام خود ماهی شکار می کنند.

یک پیاده روی کوتاه برفراز بارتولومئو دهها تکه از قطره های گدازه ای منجمد شده از تعداد زیادی از فوران های آتشفشانی را به همراه داشت و منظره صخره ای قرمز رنگ طوری به نظر می رسید که گویی آنها تصاویری هستند که توسط مسیریاب ها از مریخ تهیه شده اند. با نگاه کردن به ساحل پایین، یک راهروی طبیعی منحنی شکل از شن و درختان گرمسیری سبز دیده می شد. و همچنین ارتفاعات صخره ای مهیجی که در یک طرف طول مسیر سر برافراشته و برخلیج کوچک کنار خود سایه افکنده اند و صفحات گدازه ای صاف در دوردست که به سمت دریا کشیده شده اند و جزایر دیگر که از افق سر برآورده اند و همچنین کشتی لنگر انداخته ما که تابش های خورشید را منعکس می کرد.

روز دوم  جمعه 12 فروردین 1384

جزیره سانتاکروز زیستگاه بیش از 5000 لاک پشت غول پیکر گالاپاگوس است که کاملا روی خشکی زندگی می کنند. پاهای آن ها برای راه رفتن وفق یافته بر خلاف لاک پشت های دریایی (که در گالاپاگوس نیز موجودند) که پاهای این دسته برای شنا کردن وفق یافته است. ما چندین لاک پشت غول پیکر را بر فراز تپه ها یافتیم در حالی که عده ای در میان انبوهی از بوته های به هم فشرده پنهان شده بودند یا در برکه های آب راکد حمام می کردند تا خود را از شر حشرات انگلی کوچک راحت کنند. آنها همه کارها را به کندی انجام می دهند. و وقتی ما به اندازه بسیار بزرگ آن ها خیره می شدیم، چشمانشان را به آرامی به طرف ما بر می گرداندند و وقتی آن ها را در حالیکه رژیم غذایی گیاهی آن ها را که متشکل از برگ ها و علف هاست تماشا می کردیم. سانتا کروز محل ایستگاه تحقیقاتی چارلز داروین(www.galapagos.org) است که لاک پشت ها در آن مطالعه شده و پرورش می یابند. "لونسام جرج" شناخته شده ترین لاک پشت سانتاکروز است که آخرین گونه آن مختص جزیره پنیتا است و سن آن 70 سال تخمین زده می شود در حالیکه 80 سال دیگر برای عمرش متصور است. دو لاک پشت ماده از نزدیک ترین نوع گونه ها به آن در منطقه زندگیش قرار داده شده اند با این امید که گونه ژنتیکی آن به طور کلی از بین نرود. مرغان مقلد که از روی درختان توسط ایستگاه داروین فراخوانده شدند بزرگ  و تیره بودند همانند پسر عمو های شمالیشان اما بدون رغبت به تقلید صداهای دیگر. سانتاکروز همچنین یک غار گدازه ای بزرگ را با 600 متر طول، ارتفاع یک ساختمان دو طبقه و عرض یک تونل مترو در ارتفاعات خود جای داده است. آتشفشان های گالاپاگوس همانند جزایر هاوایی عموما از نوع پوسته ای هستند که جریان های مواد مذاب را تولید می کنند و قله های آن ها به جای این که مخروطی باشد دوار است مانند فوجی یا مونت شاست. هنگامی مواد مذاب جریان پیدا می کند در تماس با هوا سرد می شود در حالی که مواد مذاب درونی از میان صد ها مسیر لوله ای شکل همچنان بیرون می ریزد. وقتی جریان متوقف می شود سرانجام مواد مذاب از دریچه ها تخلیه می شود و یک لوله باریک به جای می گذارد. هنگامی که آب به تدریج از نواحی متخلخل درون گدازه ها در طول هزاران سال جاری می شود در دیواره های آن شکستگی ها آشکار می شوند و استالاگمیت ها و استالاگتیت ها ممکن است از مواد معدنی موجود در آب چکیده شده تشکیل شوند. بیرون  ورودی غار حشره خوار بدون ترس گالاپاگوس روی درختان استتار کرده بودند.

پورتو آیورا شهر اسکله ای سانتاکروز است، یک اجتماع در حال رشد که درآمد ان از گردشگران و دانشمنانی است که به گالاپاگوس می آیندو اسکله شلوغ آن پر از تاکسی های دریایی و قایق های گردشگری است. این امکان وجود دارد که بتوان درآن تماس تلفنی داشت یا از اینترنت استفاده کرد و غذا خورد و یا سوغاتی و نیازمندی های دیگر را خریداری کرد.

روز سوم شنبه 13 فروردین ماه 1384

در طول شب، گالاپاگوس لجند به سمت جزیره فرناندینا حرکت کرد، غربی ترین جزیره غیر قابل سکونت که نسبتا از کونه های بیگانه متهاجم که مشکلات زیادی را برای گیاهان و جانوران بومی دیگر جزایر فراهم اورده اند تاثیر نپذیرفته است. ما مورد خوش امدگویی تعدادی از ریشه های دریایی که روی بارانداز زیر درختان گرمسیری لمیده بودند قرار گرفتیم. چند قدم آن طرفتر، ما به یک کولونی بزرگ از سوسمار های دریایی برخوردیم در حالیکه در هم پیچیده بودند روی سنگ گدازه های تیره حمام آفتاب گرفته بودند که برای آنها محیط استتار بسیار خوب و مطبوعی را فراهم می کرد. ان ها شبیه ماکت گودزیلا ها بودند با صورت های کوچک و همراه با تاج های خاردار بر روی سر و پشت که روی پاهای جلوی خود بلند می شدند تا رهگذران را تماشا کنند و ر صورت نزدیک شدن آن ها آب دهان پرتاب کنند. ما سریعا فهمیدیم که زودتر از دیدن آن ها بویشان به مشام می رسد. آن ها در درون گودال های کم عمق روی ماسه ها تخمگذاری می کنند که از دسترس بازدیدکنندگان در امان است. در حقیقت همه توریست های پارک ملی گالاپاگوس بایستی توسط راهنمایان طبیعت شناس همراهی شوند.

مناظر گدازه ها با انواع مختلف خود گول زننده اند، با نوع تیز a-a، نوع نرم pahoehoe، لوله گدازه ای و همه ترکیب های آنها در بینشان. در این بین یکی طبیعت شناسان در حال راهنمایی بود که یکی از اعضای گروه ما روی سنگ های گدازه ای افتاد و به خاطر سطح غیر منظم آن صدمه دید.

خرچنگ ها بسیار چابک بودند و شیر های دریایی نیز در حوضجه های جریان دار جست و خیز می کنند. اینجا کورمورانت های بی بال تولید مثل می کنند و لانه های خود را با خزه دریایی برلبه اقیانوس می سازند. آن ها غواص های ماهری هستند. اما بالهایشان کوتاه است و برای پرواز مناسب نیست- نمونه دیگری از سازش بی نظیر در گالاپاگوس. چکاوک های زرد زیبا، شاهین های گالاپاگوس، گونه های زیادی از سهره های داروین و حتی یک حواصیل در میان درختان گرمسیری دیده شد.

غواصی در آب های عمیق از غواصی در میان صخره های کنار ساحل سردتر می نمود، اما لاک پشت های دریایی و شیر های دریایی زیادی بودند که همراه با پستانداران عجیبی با ماسک های خنده دار و لوله های پلاستیکی شنا می کردند. سرآشپز گالاپاگوس لجند یک ناهار مخصوص اکوادوری همراه با مجموعه ای از سبزی ها و میوه های بریده شده برای گردشگران خسته و گرسنه تدارک دید

سمت شرقی آب ها ایزابلا قرار دارد، که بزرگ ترین جزیره مجمع الجزایر است اما با جمعیت پراکنده. هر دو جزیره فرناندینا و ایزابلا جزیره های نسبتا جدیدی هستند که در اثر حرکت صفحه ناسکا روی جبه زمین شکل گرفته و مواد معدنی از طریق فعالیت های آتشفشانی برآمده است. در این زمان از سال درختان بخور که تپه ها را می پوشانند، برگ های کمی دارند و حتی گلهای کمتر که در غیر اینصورت زنبور های سیاه بیکار نبودند. بوته های زیر درختی بعد از سال ها که توسط بز ها تقریبا از بین رفته بودند ب تلاش فراوان در قالب برنامه ای که آن ها را به تدریج دور کرده اند، دوباره در حال برگشت هستند. بزها به طور خاص لاک پشت ها را تحت تاثیر قرار داده اند، چون زندگی لاک پشت ها به میزان گیاهان کم ارتفاع بستگی مستفیم دارد. شکارچیان نهنگ و افراد دیگر کشتی ها با به جا گذاشتن نوشته هایی برروی دیواره صخره ها همراه با نام و تاریخ جزایر را ترک کرده اند. یادگاری های قدیمی تر با دقت و با مهارت سنگ تراشی و کنده کاری شده اند. ما از دریاچه داروین که یک دریاچه شور به شدت متمرکز در شکاف یک آتشفشان نزدیک خط ساحلی که همراه با تئوری های فراوانی مبنی بر چگونگی پر شدن دوباره آب در آن است، بالا رفتیم.  تنها میگوهای آب شور در این آبها زنده می مانند.

عصر، ستاره ها در آسمانی صاف  و بدون ماه پدیدار شدند. راه شیری به راحتی درآسمان تاریک در میان ستارگان بی شمار و اجرام آسمان ژرف دیده شدند. از آنجایی که ما تنها چند درجه زیر استوا بودیم، صلیب جنوبی، اتای زورق، امگا قنطورس، خوشه کندوی عسل جنوبی و ابر های ماژلانی در میان مهمانان ویژه ساکنان نیمکره جنوبی بودند در حالی که صورت های فلکی آشنا چون دب اکبر، اسد و جبار وارونه و یا قرینه به نظر می رسیدند. عرشه بالایی کشتی با ازدحام علاقه مندان نجوم همراه با تلسکوپ ها، دوربین ها و چراغ های قرمز رنگ و حتی نشان گر های لیزری برای کمک به دیگران برای شناسایی اجرام مواجه شد. دیوید لوی، کاشف دنباله دار شومیکر-لوی که به مشتری برخورد کرد، تلسکوپ خود را بیرون آورده بود، اما هیچ دنباله دار جدیدی کشف نکرد. الی مئور، استاد ریاضیات و مولف گذر زهره، آسمان زیبای جنوبی را تنها با رصد با چشم غیر مسلح قدر دانست.

روز چهارم یکشنبه 14 فروردین 1384

پیاده روی درمیان بوته ها زدیک یک خلیج متفاوت در ایزابلا دیدن تعدادی از سوسمار های خاکی، مخلوقاتی تنها کاملا برخلاف پسرعمو های دورشان سوسمار های دریایی، را به همراه داشت. آن ها با پوست نارنجی، زرد و قهوه ای خود با زمین امیخته شده بودند و رضایتمندانه خاک و برگ ها را جستجو می کردند و برای محافظت از خود نقب می زدند. لاک پشت ها در اینجا نیز زندگی می کنند ولی زیر نظر گرفتن آن ها خیلی مشکل است. لاک پشت های دریایی به وفور یافت می شوند در حالی که در آب های کم عمق شنا می کنند و به راحتی توسط غواصان قابل دیدن هستند. آن ها در شب به روی ماسه های ساحلی می آیند و در چاله هایی که حفر می کنند تخم می گذارند. ما توانستیم گودی این لانه ها را که تخم ها در آن ها زیر ماسه زیر گرمای خورشید قرار داده شده اند و با توجه به دما نر یا ماده می شوند ببینیم. مرغان سیاه دریایی نیز بالای سر ما پرواز می کردند.

قایق رانی در اطراف خط ساحلی با گذشتن از چندین پنگوئن ایستاده بر روی صخره ها در کنار توده ای از سوسمار های دریایی به هم تنیده، قاز های پاآبی، پلیکان های قهوه ای و حواصیل و کورمورانت های بی بال همراه بود. از میان اب های زلال سبز، ما تصویر عقابی را که با نوک تیز خود نشانه رفته بود در آسمان پرواز می کرد و همچنین لاک پشت های دریایی را در زیر قایقمان دیدیم. در این روز چندین فلامینگوی صورتی و یک کوسه ریف گالاپاگوس رادر میان گیاهان سبز پراکنده مشاهده کردیم.

امشب گالاپاگوس لجند آب های تحت حفاظت گالاپاگوس را ترک کرد و به سمت غرب به سوی نقطه ملاقات با مسیر کسوف کلی رهسپار شد.

روز پنجم دوشنبه 15 فروردین 1384

سر انجام کشتی در اقیانوس قرار گرفت. بعد از یک شب چشم دوختن به ستارگان، خوش آمد گویی صبحی بود که به هنگام آن خوابیده بودیم. بعد از ناهار کاپیتان در مورد استفاده از زاویه یاب برای مسیریابی سخنرانی کرد. قبل از دوره GPS دانستن محل خود در اقیانوس چالش بزرگی بود و دریانوردان از خورشید، ستارگان و زمان برای محاسبه موقعیت خود استفاده می کردند. زاویه یاب، زاویه خورشید و ستارگان را بسبت به افق به دست می دهد و سپس مجموعه ای از محاسبات پیچیده و مراجعه به جداول دریایی برای تعیین موقعیت مورد نیاز بود.  اتاق توسط دانشمندان و دانش دوستان پر شده بود.  کاپیتان تاکنون چنین مخاطبین زیاد و فعالی نداشت. حتی یک نفر زاویه یاب کاغذی خود را آورد و نشان داد. یکی از حضار با درک عمیقی از مسئله راهبری، داوا سوبل نویسنده کتاب طول جغرافیایی، دختر گالیله و سیارات بود.

پروفسور جی پاساکوف (www.williams.edu/astronomy/eclipse و www.eclipses.info) از کالج ویلیامز مولف کتاب های درسی نجوم و تجربه گر 23 کسوف راجع به تاج خورشیدی ارائه ای انجام داد. تصویر برداری از تاج بسیار مشکل خواهد بود چون تفاوت زیادی در شدت نور وجود دارد و اندازه گیری ها در طول رصد های کسوف کمک می کند تا شکاف های معینی را پر کرد. هنوز مشخص نیست که چرا تاج خورشید بسیار داغ تر از خود خورشید است. او با کمک یکی از دانشجویانش در کالج در طول سفر به جمع آوری اطلاعات خواهد پرداخت.

دکتر فرد اسپناک(www.mreclipse.com و www.sunearth.gsfc.nasa.gov/eclipse/eclipse.html) اخترفیزیکدان ناسا، کلیپ های ویدئویی و عکس هایی از کسوف های گذشته را به نمایش گذاشت و این کسوف نوزدهمین کسوف اوست. او در زمینه تولید حیرت آور نقشه های بسیار دقیق از مسیرهای کسوف گذشته و حال که جویندگان کسوف را به نقطه درست برای رصد هدایت می کند شناخته شده است. او به کاپیتان کمک می کند تا کشتی را به نقطه درست، در زمان درست هدایت کند و مشخص کند چگونه بی هدف رفتن و نوسان را در طول مسیر به حداقل برساند.       

 

افراد بهترین نقاط برای استقرار وسایل برای رصد کسوف را مورد بررسی قرار دادند، طوری که به طور حداقل در معرض دید دیگران باشند و در مورد این که چگونه با دیگران فضا را تقسیم کنند مذاکره کردند. جین وینتر سازمان دهی کننده این گروه اعزامی، به طور ماهرانه ای در مورد تقسیم مساوی فضای محدود عرشه پا میان گذاشت.

روز ششم   سه شنبه 16 فروردین 1384

کشتی قابل اعتماد ما عادت به حضور در آب های آزاد نداشت، و بعضی از موج های بلند تر باعث می شد تا وسایل واژگون شوند تا لحظات هیجان ناگیزی را در اتاق ناهارخوری و بار بوجود آورند. کاپیتان و خدمه از اینکه مسافرانی به نقاط کم بازدید شده اقیانوس آرام مرکزی بودند هیجان زده بودند. ما به سمت غرب حرکت می کنیم و جریان سرد هامبولت از جنوب می آید و وقتی به سمت غرب چرخش می کند یک جریان اکوادوری می شود که به قسمت های کناری کشتی برخورد کرده و ما را به نوسان در می آورد.

حمید خداشناس تعدادی از اسلاید های بسیار جالب خود را پس از نمایش فیلمش از کسوف های ایران، افریقا و قطب جنوب نشان داد که آن زمین ها، مردم و حیوانات را علاوه بر کسوف نشان می داد چون رفتن برای شکار کسوف بیشتر از تنها نگاه کردن به آسمان در طول گرفت کلی است. آن معمولا از مکان های دوردست دیده می شود و مجتمع بر تجربه های کلی و عمومی است. قبل از کسوف آب وهوا تغییر می کند، حیوانات واکنش نشان می دهند، مردم خود را آماده می کنند و مناظر وقتی سایه عبور می کند تغییر می کنند. کسوف به خودی خود یک واقعه فکری نیست، اما احساسات آدمی را عمیقا منقلب می کند. پس از آن همدمی و جشنی است که از ریشه های فرهنگی سرچشمه می گیرد. همه این ها به طور فراگیری در فیلم زیبا و شکارگرانه حمید تصویربرداری شده بود.

دیوید لوی در مورد اتفاقات آسمانی در گذشته سخنرانی کرد و اینکه آن ها چگونه بر ادبیات و زندگی روزانه تاثیر گذاشته اند. تحسین آسمان ها در وجود هر کسی یا جستجوی کسوف در واقع شعری قلبی و درونی است. در زمان های الیزابتی هر دو نوع گرفت ماه و خورشید روی داده اند و دنباله دار هایی در آسمان نمایان گشته اند که همه آن ها عمیقا بر دیدگاه مردم از آسمان ها تاثیر گذاشته اند. شکسپیر از این موضوع آگاه بود از آنجایی که در نمایشنامه لیرشاه  به این اشاره می کند، "این گرفت های طولانی". با استفاده از شبیه سازی کامپیوتری، او به ما نشان داد که بلافاصله بهد از گرفت 1605 در لیرشاه ماه و زحل در مقابله قرار گرفتند. چه کسی می داند؟

جی پاساکوف در مورد گذر زهره 2004 توضیح داد. زهره در هر قرن دو بار با فاصله 8 سال گذر می کند و هیچ انسان زنده ای در سال 2004 تابحال گذر زهره را تجربه نکرده بود. با رصد آن از نقاط متمایز و زمان گیری گذر می توان فاصله ها را در منظومه شمسی اندازه گیری کرد اما پدیده قطره سیاه در ابتدا و انتهای گذر این کار را دشوار می کند. امروزه راهای دیگری نیز برای این کار وجود دارد ولی گذر می تواند اطلاعات خوبی راجع به اثر یک ستاره در بلوکه کردن انرژی یک ستاره به دست بدهد و این نوع از اطلاعات برای شناسایی دیگر سیاره ها در خارج منظومه شمسی در کهکشان ما بسیار کمک کننده است.

در میان اقیانوس، حداقل یک وال در حال شیرجه و فواره زدن مشاهده شد در حالی که ماهی های پرنده از قوس آن فرار می کردند و پره ماهی ها هنگامی که از میان موج ها حرکت می کنند مات می شوند.

روز هفتم چهارشنبه 17 فروردین 1384

کاپیتان کشتی ما، سزار آرکوس، بازدیدی از بریج کشتی را برای ما فراهم کرد تا ببینیم کشتی چگونه کنترل می شود. گالاپاگوس لجند در سال 1964 در آلمان ساخته شده و همه امکانات را برای اطمینان از یک سفر امن داراست — کنترل قسمت جلوگیری از نفوذ آب در زمان صدمه دیدگی، ژنراتورهای ذخیره و سیستم های ارتباطی از بریج به موتورخانه، قطب نماها، نقشه ها و GPS برای راهبری و هدایت کشتی. کاپیتان آرکوس بسیار باتجربه است و با کشتی های مختلف دنیا را درنوردیده است، از کشتی های یخچال که موزهای اکوادوری را حمل می کنند گرفته تا کشتی های نیروی دریایی، کشتی های کانتینر و همچنین سفرهای تفریحی.

فرد اسپناک در مورد این که چگونه مسیر دقیق گرفتگی معین می شود صحبت کرد. اینکه لازم نیست دقیقا در خط مرکزی گرفت باشید تا آن را بخوبی تجربه کنید — طول زمان تا وقتی که شما در لبه مسیر گرفت کلی هستید کم نمی شود. در مورد این کسوف مسیر بسیار باریک است—تقریبا با عرض 22 کیلومتر— و اگر ما تقریبا در 5 کیلومتری خط مرکزی باشیم می توانیم درصد خوبی از گرفت کلی را مشاهده کنیم. این به ما مقداری آزادی می دهد تا بتوانیم با جریان حرکت کنیم و محلی بدون ابر برای رصد بیابیم. اما هدایت دقیق همچنان بسیار مهم خواهد بود. نقشه فعلی این است که برای رصد در عرض جغرافیایی 00°56.2’ S و طول جغرافیایی 109°00.0’W قرار بگیریم. بهترین تخمین برای شروع کسوف جزئی ساعت 14:42 خواهد بود که به ساعت جهانی  19:42 است که از ساعت کشتی ما حدودا 5 ساعت جلوتر است. کسوف کلی در ساعت 16.17 رخ می دهد و 31.7 ثانیه طول می کشد و کسوف جزئی نیز در ساعت 17:45 پایان می یابد.

طول کسوف بستگی به فاصله ماه از زمین دارد (که به خاطر حرکت مداری بیضوی ماه متغیر است)، و همچنین به موقعیت مکانی زمین در مدار بیضوی خود دور خورشید. تفاوت های کوچکی نیز بر اساس موقعیت مکانی برروی کره زمین و جهت گیری دقیق خورشید هنگامی که قرص خورشید را می پوشاند شکل می گیرد.  اگر ماه آن قدر نزدیک نباشد تا کل قرص خورشید را بپوشاند، خورشیدگرفتگی حلقوی روی می دهد طوری که حلقه نازکی از خورشید به دور قرص تاریک ماه باقی می ماند. در فاصله مرزی تشکیل خورشید گرفتگی کلی دایره ای از دانه ای بیلی توسط اشعه های خورشید که در بین کوه های سطح ماه می تابد و به گردنبند الماس نیز مشهور است، شکل می گیرد. گرفتگی 8 آوریل یک گرقتگی دوگانه است—گرفتگی حلقوی در ابتدا و انتهای مسیر، و کلی برای حدودا نیم دقیقه در میانه مسیر بر روی اقیانوس آرام. گالاپاگوس لجند خط کسوف در شرق مکان گرفتگی ماکسیموم قطع می کند. در حالیکه کشتی های پل گاگوئین و دیسکاوری که  از پولینزیا حرکت کرده اند آن را در غرب این نقطه و در همان فاصله قطع می کنند. تا آنجایی که می دانیم کمتر از هزار نفر هستند که در حال تلاشند تا کلی را رصد کنند.

به منظور این که کسوف را با ایمنی رصد کنیم، فیلتر های خاصی نیاز است تا نور روشن خورشید و اشعه فرابنفش مضر آن را دفع کند. جین وینتر، سازمان دهی کننده تور، یک صفحه فیلتر خورشیدی آورد و پوشش هایی به اندازه لنز دوربین ها و دوچشمی ها برای کسانی که به آن احتیاج داشتند درست کرد و سپس آن ها را با کاغذ محکم محاط کرد تا یک پوشش قابل برداشتن بسازد. در حقیقت شما اگر بخواهید تاج خورشیدی یا سیارات و ستاره ها را ببینید بایستی این پوشش را بردارید. این امکان وجود دارد که گرفت جزئی را با یک جسم سوراخ دار روی یک صفحه تصویر کنید. هر سوراخ کوچکی مانند  روی برگ های زمین، کلاه باز بافته شده و یا حتی روزنه ای که با انگشتان خود می سازید می تواند الگویی از هلال خورشید در طول گرفت جزئی خلق کند. اما نگاه کردن از میان آن به گرفت جزئی ایمن نیست.

عصر، فیلمی را دیدیم که سوالی را برای ما مطرح می ساخت: اگر جزایر گالاپاگوس به صورت آتشفشانی از اقیانوس سر برآوردند، حیوانات چگونه برای زندگی به انجا امدند؟ خزندگان به احتمال زیاد بر روی قایق های گیاهی از آمریکای مرکزی به آنجا شنا کرده اند در حالیکه پرندگان با وزش بادها به آنجا رانده شده اند. احتمالا پیشینیان لاک پشت ها، سوسمارهای دریایی و سهره های گالاپاگوس در پاناما شناسایی شده اند و زمانی در جزایر، زیرگونه زایی بیشتری براساس شرایط محلی شکل گرفت. حیوانات برای این که به یکدیگر کمک کنند نیز تکامل یافتند.  برای مثال سهره ها، کرم های ریز را از بدن ایگواناها (سوسمارهای درختی) و لاک پشت ها پاک می کردند. خصوصا دارکوب بسیار باهوش است و طوری یاد گرفته که بتواند با ابزار چوب های کوچک، کرم های درختی را از داخل سوراخ درختان بیرون بیاورد. حقیقتا که سیاره ما مکان شگفت انگیزی است.

 

روز هشتم چهار شنبه 17 فروردین 1384

تاکنون تمام روزها همراه با آسمانی نیمه ابری و گرم بوده است. دیروز یک نفر متوجه کوسه ای شد و امروز یک وال در حالی که دریا را می شکافت و فواره می زد در سمت راست کشتی مشاهده شد. ما تقریبا 4 روز است که کشتی دیگری ندیده ایم. صبح زود گروهی از منجمان جمع می شوند تا ماه در حال ناپدید شدن و آسمان جنوبی را رصد کنند. در این ساعت ها عقرب و قوس  تقریبا در سمت الراس اسمان تاریک هستند و سحابی ها و خوشه های زیادی با چشم غیر مسلح قابل دیدنند.

امروز ابرهای بیشتری از گذشته بود و حتی مقداری باران. با وجود این ما به خط مرکزی مسیر کسوف رسیدیم و آماده ایم تا اگر لازم باشد در طول آن حرکت کنیم. یکی از افراد کشتی از طریق تلفن ماهواره ای با جی اندرسون از هواشناسی کانادا که در کشتی پل گاگوئین، خارج از تاهیتی، است و همچنین با NOAA تماس گرفته تا پیش بینی های هواشناسی را دریافت کند. چشم انداز مکان ما برای فردا مناسب به نظر می رسید و به هر شکل هرکس  آرزو می کرد و شروع به احساس عصبی شدن و هیجان زده شدن درباره نظرات  در مورد دید صافی از کسوف کلی می کرد. ما هیچ لکه خورشیدی ندیده ایم و بنابراین تاج خورشیدی بیشتر حالت کشیده خواهد داشت تا دایروی.

بعد از ظهر، یک تمرین خشک برای کسوف برگزار شد و هرکس وسایل خود را به نقطه ای که در نظر گرفته بود آورد تا ببیند خورشید از دید او کجا خواهد بود و اینکه آیا چشم اندازش خوب است و جای کافی برای وسایلش وجود دارد و چه نوسانی از جانب کشتی مورد انتظار است. کاپیتان کشتی را در جهت های متفاوت چرخاند تا ببیند کدام سمت گیری مناسب تر است—احتمالا به سمت شمال غرب.

ووتک روسین از اسلواکی درباره کارش روی تاج صحبت کرد و تعدادی از سوالات بی پاسخ باقی ماند. چرا تاج بسیار داغ تر از فتوسفر است؟ چرا در درون آن نواحی سردتر است؟ میدان های مغناطیسی چگونه تعیین می شوند؟  چه چیز باعث شتاب گرفتن باد خورشیدی می شود؟ دکتر روسین کارهای تخصصی برروی طیف تاج انجام می دهد تا به چنین سوالاتی پاسخ دهد؟ متاسفانه، بسیار مشکل است تا دقت بالایی را بر روی کشتی به خاطر حرکت آن به دست  آورد. اما دکتر روسین تجربه بالایی در گرفتن عکس های دقیق دارد. در طول گذر زهره او تصویر دقیقی از خورشید همراه با ایستگاه فضایی و گذر طراحی کرد.

دیوید لوی و فرد اسپناک نکته های دقیقی در مورد تماشای کسوف و عکسبرداری از آن مطرح کردند. خیلی مهم است که همه چیز را قبلا آماده کرد، چون همین که گرفت شروع می شود. هیچ زمانی برای تنظیم وجود ندارد. باید مطمئن باشیم که فیلم یا حافظه خالی در دوربین موجود است، باتری شارژ هستند، فیلتر های خورشیدی نصب شده اند و به راحتی برداشته و گذاشته می شوند، و تنظیمات دوربین آماده است. به خاطر حرکت کشتی یک لنز نسبتا واید کار را برای نگهداشتن خورشید در کادر آسوده می سازد.  یک تصویر با لنز واید ساده با چیزی مورد علاقه در جلوی عکس بسیار بهتر از گم کردن سوژه با بزرگنمایی زیاد است. از فوکوس خودکار روی دوربین ها استفاده نکنید. در حین کسوف از فلاش برای گرفتن عکس استفاده نکنید. و مزاحم وسایل دیگران و وسایل کشتی نکنید. در هنگام ورود سایه و خروج آن به اطرافتان، به دریا و افراد دور وبر نگاه کنید. و مهمترین چیز این که آن چنان سرگرم چیزی نشوید که کسوف را فراموش کنید چون ما تنها 30 ثانیه فرصت داریم.       

 

    (Powered by Dusharm.com )کليه حقوق برای تيم طراحی سايه محفوظ است ©